علیرضا تندرو در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «کرج نگار»، با اشاره به آنچه دوگانگی ساختاری غرب در تعریف تروریسم خواند، اظهار کرد: در روایت مسلط غرب، تروریسم نه بر اساس ماهیت کنش، بلکه بر پایه هویت کنشگر تعریف میشود و به همین دلیل، بسیاری از اقدامات سازمانیافته آمریکا و متحدانش از شمول این مفهوم خارج میمانند.
این تحلیلگر سیاسی با مرور کارنامه تاریخی خشونت سازمانیافته غرب، جنگ ویتنام، بمباران اتمی ژاپن، جنگ کره، مداخلات آمریکا در آمریکای لاتین و اشغال عراق و افغانستان را نمونههای روشن تروریسم دولتی دانست و افزود: کشتار گسترده غیرنظامیان، تخریب زیرساختها و استفاده از سلاحهای ممنوعه نشان میدهد این نوع خشونت، یک قاعده تاریخی بوده است.
وی با اشاره به وضعیت فلسطین تصریح کرد: محاصره غزه و حملات مکرر به مناطق مسکونی و مراکز درمانی، مصداق آشکار مجازات جمعی و جنایت جنگی است که با سکوت یا حمایت عملی غرب همراه شده است.
تندرو با تأکید بر افول هژمونی آمریکا گفت: نظم جهانی مبتنی بر پترودلار، برتری نظامی و مصرفگرایی امروز با بحران بدهی، فرسایش مشروعیت و کاهش توان اجماعسازی مواجه شده و نشانههای ورود جهان به دوره گذار نظم بینالملل آشکار است.
وی با بیان اینکه ایران صرفاً یک بازیگر منطقهای نیست، خاطرنشان کرد: موقعیت ژئوپلیتیکی، نقش ایران در انرژی جهانی و مقاومت نسبی در برابر نظم دلارمحور، این کشور را به الگویی نامطلوب برای غرب تبدیل کرده است و موضوعاتی مانند پرونده هستهای یا توان موشکی، بیش از آنکه فنی باشند، ابزار فشار سیاسی و جنگ روانیاند.
این تحلیلگر سیاسی تشدید فشار اقتصادی، عملیات رسانهای و برجستهسازی شکافهای اجتماعی را بخشی از راهبرد بیثباتسازی درونی دانست و افزود: هدف این پروژهها اصلاح نیست، بلکه تولید نارضایتی مزمن و آمادهسازی بستر مداخله خارجی است.
تندرو قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی را اقدامی سیاسی و روانی توصیف کرد و گفت: این اقدام بخشی از پروژه اجماعسازی و آمادهسازی افکار عمومی جهانی برای سناریوهای پرهزینهتر علیه ایران است.
تحلیلگر سیاسی در پایان تأکید کرد: تقابل امروز ایران و غرب، نه صرفاً سیاسی یا امنیتی، بلکه یک چالش تمدنی در دوره گذار نظم جهانی است و عبور موفق از این مرحله، نیازمند تقویت انسجام ملی، بازسازی سرمایه اجتماعی و پیوند عقلانی میان ملیگرایی و همگرایی مذهبی است.